"بنام خدای زیبایی ها"
از اول ماه مبارک رمضان توی فکر بودم . به دو مرد فکر میکردم.به دونفر که خیلی با آدم های امروزی فرق دارند.
به دو تا صدا که هر دو ملکوتب اند و هر دو آسمانی و انسان را به معراج می برند.
به استادان بزرگوار حضرات اساتید مرحوم زنده یاد رحیم موذن زاده اردبیلی و محد رضا شجریان.
نمیدانم چرا می خواستم مطلبی در این باره بنویسم . فکر می کردم این فقط دغدغه ی من است که این طور افکار مرا در سیطره خود قرارداده است . اما به طور کاملا" اتفاقی وقتی که می خواستم از پله های راهروی تنگ شرکتی که در آن کارمیکنم بالا بیایم ناگهان تکه روزنامه ای توجهم را جلب کرد . آنرا برداشتم و بالا آمدم. باور نمیکنید .پیک سنجش بود!
بی تفاوت روی میز پرتابش کردم و مشغول کار شدم .مثل روزهای قبل باز هم این فکر مرا رها نمیکرد.روی صندلی پشت میزم نشستم و روزنامه را ورق زدم . به نکته ی جالبی بر خوردم . نا گهان به فکر فرو رفتم باورم نمی شد . عکس استاد شجریان و مرحوم موذن زاده بود که من به آنها خیره شده بودم. درست است فهمیدم که این مساله موضوع کوچکی نیست . همه ما به عشق کارهای زیبای این دو استاد منتظر رمضان یال آینده ایم به شوق اینان افطار میکنیم.
"ربنا"ی استاد شجریان تن و بدن هر خدادوستی رامی لرزاند.انسان را به تفکر وا میدارد.به گفته ی یکی از اساتید " مگر قرنها بگذرد و چندین نسل عوض شود تا کسی بتواند مانند استاد شجریان "ربنا"یی دیگر اجرا کند ".
و اذان بی بدیل مرحوم موذن زاده هم نیازی به تعریف ندارد که پر واضح است .و نا گفته عیان است .وقتی از گلدسته ی مساجد شنیده می شود هر انسانی را به وجد می آورد و شوق نماز اول وقت دل هر مومنی زنده میکند.
حرف بسیاراست و مجال زدنشان کوتاه . شاید در جایی دیگر و مکانی بهتر بشود مطرحشان کرد .در حدی نبودم و نیستم که بتوانم بیشتر و بهتر در مورد مسایل و ظرایف فنی و تکنیکی این دو اثر جاودانه صحبت کنم و این امر را به اساتید فن می سپارم حرف دلی بود که زده شد .امیدوارم که گوش دلی باشد که آنرا بشنود و برای آمرزش این بنده حقیر دعایی کند.
انشاءاله
علی یار و نگهدارتان
منتظر نظرات زیبایتان هستم.