تبليغاتX
,,,, آسمان عشق ,,,,

,,,, آسمان عشق ,,,,

صدای آسمانی و موذن لحظه های عاشقی...
 
 رحيم موذن زاده در سال 1304 در استان اردبيل به دنيا آمد. پدرش، شيخ عبدالکريم موذن بود و زمانی که در مسجد امام تهران اذان می خواند، صدايش به طور زنده از راديو پخش می شد.

صدای رحيم موذن زاده، پس از مرگ پدرش در سال 1329 در راديو جايگزين صدای او شد.

                                           موذن زاده اردبيلی، اذان گوی ايرانی

اذان معروف موذن زاده که در گوشه روح الارواح در آواز بيات ترک خوانده شده، نخستين بار در سال 1334 از راديو پخش شد.

موذن زاده خود در گفتگويی به خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا گفت بود: " يک روزی تصميم گرفتم تا يک اذان يادگاری را بگويم. در استوديوی ‌۶ صدا و سيما، هر گوشه‌ای انداختم نشد، تا اينکه آن را در روح ‌الارواح آواز بيات ترک به اين شکل که بيش از ‌۵۰ سال پخش می‌شود گفتم."

آقای موذن زاده در اين گفتگو به ايسنا گفت: "ما ايرانی هستيم و اذان ما بايد برخاسته از خودمان باشد. الان اذان خوان‌هايی هستند که تقليد می‌کنند از عربستان و اين پسنديده نيست و خود ما بايد ابتکار به خرج دهيم. الآن ‌۵۰ سال است که کسی نتوانسته روی اين اذان من اذان بگويد، حتی برادرم سليم که آن صدای گيرا و زيبا را دارد و اين خواست خداست."

 

نقل از وبلاگ "مرحوم رحیم موذن زاده اردبیلی"

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 12:27  توسط مهدی محمدی(تنها)  | 

"بنام خدای زیبایی ها"

از اول ماه مبارک رمضان توی فکر بودم . به دو مرد فکر میکردم.به دونفر که خیلی با آدم های امروزی فرق دارند.

به دو تا صدا که هر دو ملکوتب اند و هر دو آسمانی و انسان را به معراج می برند.

به استادان بزرگوار حضرات اساتید مرحوم زنده یاد رحیم موذن زاده اردبیلی و محد رضا شجریان.

نمیدانم چرا می خواستم مطلبی در این باره بنویسم . فکر می کردم این فقط دغدغه ی من است که این طور افکار مرا در سیطره خود قرارداده است . اما به طور کاملا" اتفاقی وقتی که می خواستم از پله های راهروی تنگ شرکتی که در آن کارمیکنم بالا بیایم ناگهان تکه روزنامه ای توجهم را جلب کرد . آنرا برداشتم و بالا آمدم. باور نمیکنید .پیک سنجش بود!

بی تفاوت روی میز پرتابش کردم و مشغول کار شدم .مثل روزهای قبل باز هم این فکر مرا رها نمیکرد.روی صندلی پشت میزم نشستم و روزنامه را ورق زدم . به نکته ی جالبی بر خوردم . نا گهان به فکر فرو رفتم باورم نمی شد . عکس استاد شجریان و مرحوم موذن زاده بود که من به آنها خیره شده بودم. درست است فهمیدم که این مساله موضوع کوچکی نیست . همه ما به عشق کارهای زیبای این دو استاد منتظر رمضان یال آینده ایم به شوق اینان افطار میکنیم.

"ربنا"ی استاد شجریان تن و بدن هر خدادوستی رامی لرزاند.انسان را به تفکر وا میدارد.به گفته ی یکی از اساتید " مگر قرنها بگذرد و چندین نسل عوض شود تا کسی بتواند مانند استاد شجریان "ربنا"یی دیگر اجرا کند ".

و اذان بی بدیل مرحوم موذن زاده هم نیازی به تعریف ندارد که پر واضح است .و نا گفته عیان است .وقتی از گلدسته ی مساجد شنیده می شود هر انسانی را به وجد می آورد و شوق نماز اول وقت دل هر مومنی زنده میکند.

حرف بسیاراست و مجال زدنشان کوتاه . شاید در جایی دیگر و مکانی بهتر بشود مطرحشان کرد .در حدی نبودم و نیستم که بتوانم بیشتر و بهتر در مورد مسایل و ظرایف فنی و تکنیکی این دو اثر جاودانه صحبت کنم و این امر را به اساتید فن می سپارم حرف دلی بود که زده شد .امیدوارم که گوش دلی باشد که آنرا بشنود و برای آمرزش این بنده حقیر دعایی کند.

انشاءاله

علی یار و نگهدارتان

منتظر نظرات زیبایتان هستم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 12:24  توسط مهدی محمدی(تنها)  | 

 

دختر کوری تو این دنیای نامرد زندگی می کرد . این دختره یه دوست پسری داشت که عاشق اون بود . دختره همیشه می گفت : اگه من چشمامو داشتم و بینا بودم همیشه با اون می موندم .

یه روز یکی پیدا شد که چشماشو به اون دختر  بده ؛ وقتی که دختر بینا شد دید که دوست پسرش کوره . بهش گفت من دیگه تو رو نمی خوام برو . پسره با ناراحتی رفت و لی لبخند تلخی بهش زد و گفت :

مراقب چشمای من باش...!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 10:10  توسط مهدی محمدی(تنها)  | 

 

چه زيباست در اوج تنهايي دست انساني را گرفتن به بهانه اينکه نگذارم تنها بماند..

چه زيباست در اوج ناميدي انساني او را همراهي کردن به بهانه اميدوار کردنش......

و چه نامردمانه است انساني را دنبال خود کشيدن،عاشق کردنش و در اوج تنهايش

رها کردن و گفتن اينکه ديگر تو را نمي خواهم.؟؟

ازیه آسمان عشق! دیگه!

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 22:42  توسط مهدی محمدی(تنها)  | 

چند خوردی چرب و چیلی از طعام      امتحان کن چند روزی در صیام

گر تو این انبان زنان خالی کنی          پر ز گوهرهای روحانی کنی

                                                                          "مولانا(ع)"

سلام به همه دوستان خوبم

حلول ماه پر برکت رمضان . ماه بهار بندگی را به همه ی شما تبریک عرض می کنم .

انشاءاله که تو این ماه قشنگ بنده حقیر رو از یاد نبرید ممنون از همتون.

موفق و موید باشیدو " یا علی مدد"

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 13:46  توسط مهدی محمدی(تنها)  |