سجاده ام كجاست
مي خواهم از هميشه ي اين اضطراب برخيزم
اين دل گرفتگي مداوم شايد،
تأثير سايه ي من است،
كه اين سان گستاخ و سنگوار
بين خدا و دلم ايستاده ام.
سجاده ام كجاست؟
(سلمان هراتي)
الهي توفيقم ده که بيش ازطلب همدردي، همدردي کنم
بيش از آنکه مرا بفهمند ديگران رادرک کنم
بيش از آنکه دوستم بدارند، دوست بدارم
زيرا درعطا کردن است که مي ستانيم
دربخشيدن است که بخشيده مي شويم
در مردن است که حيات ابدي مي يابيم...
باز هم از "مسافر تنها"

